گودرز یکم
گودرز یکم
گودرز یکم (به لاتین: Gotarzes I) شاهزادهای اشکانی است که در زمان پادشاهی مهرداد دوم در بابل قیام کرد و پس از مرگ مهرداد برای مدت کوتاهی به شاهی رسید. ارد یکم او را از حکومت برانداخت، ولی زمان پادشاهی او نیز کوتاه بود.
گودرز یکم (به لاتین: Gotarzes I) شاهزادهای اشکانی است که در زمان پادشاهی مهرداد دوم در بابل قیام کرد و پس از مرگ مهرداد برای مدت کوتاهی به شاهی رسید. ارد یکم او را از حکومت برانداخت، ولی زمان پادشاهی او نیز کوتاه بود.
مهرداد دوم یا مهرداد بزرگ (اشک نهم) نهمین شاه ایران از دودمان اشکانی است که از حدود ۱۲۴ تا ۸۷ پ. م سلطنت کرد. لقب «بزرگ» را به دلیل مقتدر بودن و نظم و سازمان دادن به امور ایران به او دادهاند. وی هنگامی به شاهی رسید که ایران از هر سو آماج تهاجم اقوام مختلف شده بود. مهرداد با دلاوری و درایت تمام نواحی اشغال شده را پس گرفت و مرزهای ایران را در شرق تا کوههای هیمالیا و در غرب تا میانرودان رساند. در زمان پادشاهی او ایران و روم هممرز شدند. وی همچنین به اوضاع داخلی ایران نظم و سازمان داد و اقتصاد شکوفایی را پایهریزی کرد.
مهرداد دوم نخستین شاه اشکانی بود که مانند شاهان هخامنشی خود را شاه شاهان خواند.
مهرداد پس از نشستن بر تخت شاهی، نخست بابل را از تازیان پس گرفت و سپس لشکر به ارمنستان کشید. وی در سال ۱۱۳ پ.م. سراسر میانرودان را به دست آورد و آنگاه رو به شرق نهاد. پیش از رسیدن مهرداد به شاهی، در حدود سال ۱۳۳پ. م در شرق، سکاها به مرزهای ایران و بلخ تاختند، دولت بلخ را نابود کردند و دولتهای کوچک یونانی را تا نزدیک هندوستان از میان بردند. آنها به داخل ایران نیز هجوم آوردند و پارت و گرگان را لگدکوب اسبان خود کردند. گروهی از آنان به سیستان و افغانستان رفت و حکومتی سکایی پدیدآوردند و از این پس سرزمین زرنگ سکستان (سیستان) نامیده شد. حتی اردوان دوم شاه ایران که پدر مهرداد دوم بود، نیز در نبردی با آنان کشته شد. مهرداد با نبردی سهمگین سکاها را چنان شکست داد که دیگر مدتها متعرض ایران نشدند. او پارت و هرات را آزاد کرد و دولت سکایی سیستان را وابسته به دولت اشکانی کرد. وی همچنین مرو و بخشهایی از فرارود را نیز تصرف کرد. او همچنین در نبردی که در شمال عربستان کنونی انجام شد، چادرنشینان تازی را که قصد وارد شدن به قلمرو حکومت اشکانی را داشتند، شکست سختی داد و آنها را تا مرکز بیابان عربستان عقب راند. این نبرد برای اعراب درس عبرت بزرگی شد و مهرداد دوم به آنها فهماند که نبرد با امپراطوری قدرتمند اشکانی چیزی جز مرگ و شکست برایشان نخواهد داشت. این نبرد چنان شکستی را به اعراب وارد کرد که تازیان تا سالهای بسیار پس از این نبرد حتی جرئت نزدیک شدن به خاک ایران را نیز نداشتند.
پس از پیروزیهایی که ذکر آن رفت، مهرداد فرصت یافت تا به امور داخلی کشور بپردازد. او نخستین کس از خاندان اشکانی است که خود را شاهنشاه خواند و ادعا کرد که خاندان اشکانی از نسل اردشیر دوم هخامنشی است. این کار او اقدامی آگاهانه بود تا اشکانیان را ادامه دهنده هویت ایرانی نشان دهد و همینطور این کار حکومت اشکانیان را در پرتو ارتباط یافتن با هخامنشیان بر حق جلوه داد. مهرداد دوم به فرهنگ، آداب و سنن ایرانی بسیار پای بند بود. وی با تلاشی خستگی ناپذیر بر آن شد تا فرهنگ ایرانی را از مظاهر فرهنگ یونانی هلنی پاک کند. در عرصه بازرگانی و سر و سامان دادن به اقتصاد کشور، مهرداد اقدامات بسیاری کرد و در روزگار او بود که راه بازرگانی ایران به چین که در تاریخ به «راه ابریشم» معروف است، گشوده شد. از این پس مبادلات کالا میان چین، هند و برخی سرزمینهای دیگر موجب شکوفایی اقتصاد کشور گردید.
به دلیل اهمیت سرزمینهای غربی ایران و میانرودان، مهرداد در سال ۹۴ پ.م. به سرزمینهای شمالی میان دجله و فرات تاخت و پس از کسب پیروزیهایی در این منطقه، رود فرات را به عنوان مرز غربی ایران تعیین کرد. وی همچنین در امور ارمنستان که دارای اهمیت بسیاری بود و شاهان آن از تبار اشکانی بودند، دخالت کرد.
در سال ۹۶ پ.م. رومیان در راستای سیاست جهانگشایانه خود به کرانه غربی رود فرات رسیدند و مصمم بودند که ایران و هند را به قلمرو خود ضمیمه کنند. فرمانده قوای روم شخصی به نام سولا بود. مهرداد به خاطر گرفتاریهای زیادی که در آن زمان برای اشکانیان پیش آمده بود، صلاح دید که با رومیان وارد جنگ نشود، لذا به آنان پیشنهاد صلح کرد. این پیمان بسته شد، ولی نماینده حکومت اشکانی به دلیل تحقیری که سولا بر او روا داشته بود، در بازگشت اعدام شد.
در پایان زندگی مهرداد دوم (حدود ۸۷ پ. م) در شرق و غرب قلمرو اشکانیان تهاجماتی صورت گرفت. تیگران (Tigranes) شاه ارمنستان از مرگ مهرداد بهره جست و بخش شمالی میانرودان را تصرف کرد. در این زمان گودرز که در زمان مهرداد دوم در بابل قیام کرده بود، برای مدت کوتاهی به شاهنشاهی رسید. اُرُد گودرز را از حکومت انداخت و پس از دوره کوتاهی سیناتروک بر جای او به شاهنشاهی نشست.
اردوان دوم (اشک هشتم) (که براساس صورت ترتیبی جدید تاریخنگاران، «اردوان یکم» یا اشک هفتم میشود) هفتمین یا هشتمین شاه ایران از خاندان اشکانی است (۱۲۸- ۱۲۳ پیش از میلاد). او عموی فرهاد دوم بود و پس از کشته شدن او به دست سکاها بر تخت شاهی نشست. اردوان دوم مجبور به ادامه مقابله با قوم یوئهچی شد. این قوم بر اثر فشار هونها به سوی ایران رانده شده بودند. بر اثر فشار آنها دولت باختر به هند منتقل گردید، بعد از شصت سال منقرض شد و یوئهچیها در باختر دولتی تأسیس کردند که در تاریخ موسوم به کوشان است.
اردوان دوم در جنگ با یوئهچیها زخم برداشت و بر اثر آن زخم درگذشت. پس از او پسرش مهرداد ملقب به کبیر به شاهی رسید.در همین زمان ( 130-135 پ م )، صحراگردانی که متشکل از چند قبیله مختلف، شامل سکاها و تخاری ها، بودند و در منابع چینی با عنوان «یوئه-چی» شناخته می شوند، به حکومت یونانی بلخ حمله کردند و این سلسله را که آخرین مقاومتگاه یونانیان در شرق محسوب می شد، نابود کردند. به نظر می آمد که هجوم صحراگردان در حال نابودی همه قدرتهای فلات ایران بود. اردوان نیز در این زمان در جنگی با سکاها کشته شد و سکاهای مهاجم با شکست دادن اشکانیان در شرق، به طرف جنوب حرکت کردند و قسمتی از آنها در شهرب درنگیه ( زرنج ) ساکن شدند و آنرا به نام خود، سکستان (سیستان) نامگذاری کردند. این نفوذ سکایی در داخل خاک ایران، اثرات فرهنگی زیادی داشت که در بوجود آمدن عصر پهلوانی و ادبیات حماسی نقش بزرگی را ایفا کرد. بعد از اردوان وظیفه غلبه بر سکاها و دوباره مستحکم کردن قدرت اشکانی به پسرش مهرداد دوم ( اشک نهم )، واگذار شد.
فرهاد دوم (اشک هفتم) هفتمین شاه ایران از دودمان اشکانی است (ح۱۳۸ یا ۱۳۷- ح۱۲۸ پ. م). وی پس از پدرش مهرداد یکم به تخت نشست. کشته شده توسط سکا ها
آتیوخوس سیدت برادر دیمتریوس دوم ، در نبود او سوریه را تصرف کرد و بر آن بود که به ایران حمله و آن را نیز تسخیر کند. در آغاز پیشروی چشمگیری نصیب آنتیوخوس سیدت شد و مردم ایران نیز بر فرهاد شوریدند و عرصه آن چنان بر او تنگ شد که ناچار به حکومت بر سرزمین پارت که برای او باقیمانده بود، بسنده کرد. فرهاد خواست با سلوکیان از در آشتی درآید، ولی شرایط شاه سلوکی بسیار سنگین بود. به این ترتیب فرهاد می بایست به مملکت پارت اکتفا کند و باج سنگینی نیز به سلوکیان بپردازد. فرهاد برای ایجاد جنگ خانگی در سوریه، دمتریوس را که توسط پدرش مهرداد اسیر شده و در زندان بود، رها کرد تا میان دو برادر نبردی درگیرد. گفتنی است که ظلم و ستم سلوکیان بر مردمان تحت انقیادشان موجب شد که مردم تحت ستم سلوکیان به فرهاد گرویدند. آنتیوخوس برای گرفتن انتقام شکستها و اسارت خود با سپاهی گران به ایران آمد، ولی فرهاد به او فرصت نداد، ناگهان بر او تاخت و در هنگام جنگ پادشاه سلوکی کشته شد. از این پس سلوکیان دیگر به خود اجازه تجاوز به حریم ایران را ندادند. انحطاط کامل دولت سلوکی از همین زمان آغاز گردید.
پس از این پیروزی فرهاد مدتی بیاسود، ولی این آسودگی زیاد دوام نیاورد و او با مشکلات جدیدی روبرو شد. فرهاد برای امنیت مرزهای شرقی ایران، سکاها را به کمک طلبید و با آنان پیمانی بست. بر اساس این پیمان فرهاد میبایست در برابر یاری رساندن سکاها به سپاه پارتیان مبلغی به آنان بپردازد. منابع تاریخی این گونه بیان کردهاند که فرهاد یکم توانست بدون یاری سکاها بر مشکلات فائق آید و از آنجایی که مبلغ تعهد شده به آنها بسیار زیاد بود، وی از پرداختن آن خودداری نمود. سکاها با توجه به خوی تهاجمی خود در راه برگشت به سرزمین پارت یورش بردند و به قتل و غارت پرداختند و انجا را اشغال کردند. فرهاد برای دفع تجاوزات سکاها با آنان وارد جنگ شد. یونانیان ارتش فرهاد دوم که نقش پیاده نظام را داشتند به او خیانت میکنند و به سکا ها ملحق میشوند و فرهاد دوم در سال ۱۲۵ پ.م. در همان جنگ کشته شد.
در همین زمان گروه دیگری از سکاها به ایران هجوم آوردند و در افغانستان امروزی و در سیستان مستقر شدند. از این پس سرزمین زرنگ بر اثر این واقعه، به سکستان تغییر نام یافت و این نام بعدها سیستان شد. از این پس تاریخ ایران با تاریخ چین پیوند می یابد. در چین پس از انقراض سلسله چو ، یک چینی به نام تسین زمام امور را در دست گرفت و سلسلهٔ نیرومندی را تأسیس نمود و برای جلوگیری از تاخت و تاز مردمان وحشی صحراگرد، دیوار چین را ساخت. پس از آن هونها که از نژاد زردپوست میباشند، چون نتوانستند وارد چین شوند و تاخت و تاز نمایند، متوجه صفحات غربی شدند و حمله به مردمان ایرانیتباری موسوم به یوئهچی نمودند و آنها را از جایشان راندند. مردمان مزبور هم به نوبت خود به سکاها فشار آوردند. این بود که سکاها به پارت و باختر روی آوردند.
مهرداد یکم (اشک ششم) ششمین پادشاه اشکانی است (حکومت از ۱۷۱ تا ۱۳۷-۱۳۸ ۱۷۱ پیش از میلاد) و پس از برادرش فرهاد یکم به شاهی رسید. فرهاد یکم با اینکه دارای فرزندان پسر بود، برادرش مهرداد را به جانشینی برگزید. مهرداد یکم و فرهاد یکم فرزندان فریاپت هستند.
او بانی عظمت و اقتدار دولت اشکانی گردید. رشادتهای او موجب شد تا برخی از سرزمینها را از سلوکیان که به واسطه جنگ با رومیها و یهودیها ضعیف شده بودند، بگیرد.
در سال ۱۵۵ پیش از میلاد مهرداد یکم سرزمین ماد را تسخیر میکند.
در سال ۱۴۱ پیش از میلاد مهرداد یکم وارد بینالنهرین میگردد و شهر سلوکیه را آزاد مینماید.
در سال ۱۴۰ پیش از میلاد دیمتریوس دوم سلوکی به قوای مهرداد یکم اشکانی حمله میکند ولی شکست خورده و اسیر میگردد.
مهرداد در ابتدا مرو را از باختریها گرفت و به دنبال آن تا سغد پیش رفت. از آنجا به کابل رفت و سپس پنجاب را گرفت و از راه پنجاب به سیستان رفت و آنجا را ضمیمه شاهنشاهی خود کرد.
سپس آذربایجان را از امرای محلی که در آنجا استقلال یافته بودند، خالی کرد. پس از آن به خوزستان و پارس و سلوکیه و بابل پرداخت و بعد به هند رفت و قطعهای را تا رود سند به کشور خود ضمیمه کرد. به این ترتیب دولت پارت وسعت قابل توجهی پیدا کرد.
این شاه با دیمتریوس دوم سلوکی جنگ کرد، ولی در ابتدا پیروزی نصیب وی نگردید. افزون بر این باختر نیز بر پارتیان قیام نمود، ولی مهرداد آنان را با دادن وعدههایی آرام کرد و دیمتریوس را اغفال نمود و سپس با او وارد جنگ شد. مهرداد این شاه سلوکی را اسیر کرد و به زندان انداخت.
توجه شود که مهرداد اول با مهرداد دوم ملقب به کبیر و نیز مهرداد ششم (پُنتوس) نباید اشتباه گرفته شود و به کار بردن لفط بزرگ برای مهرداد اول نادرست است
فرهاد یکم (اشک پنجم) پنجمین شاه اشکانی (ح۱۷۶- ح۱۷۱ یش از میلاد) و جانشین و پسر فریاپت بود.
وی تپورستان را تسخیر کرد و طایفه مردها را مجبور نمود که دربند دریای خزر و راهی را که از خراسان به ماد میرفت، حفظ کنند. این شاه شهر خارکس را در ری بنا نهاد.
فرهاد یکم پیش از مرگ علیرغم داشتن فرزند پسر، برادر خود مهرداد را به جانشینی معین کرد.اگرچه برادر کوچکترش – مهرداد – در شجاعت و جنگاوری برتری زیادی نسبت به او داشت . اما مجلس بزرگان اشکانی – مهستان – نظر به ارشدیت فرهاد ، تنها او را لایق جانشینی پدر دانست ، به هر حال او برادرش را در کار حکومت دخالت زیادی می داد
فریاپت یا فرییاپیت (اشک چهارم) چهارمین شاه ایران از سلسله اشکانی است (حدود ۱۹۱ - ح۱۷۶ پ. م). او پس از پدرش اردوان یکم به شاهی رسید. او نوه تیرداد یکم ، برادر اشک یکم ، بنیانگرار سلسله اشکانیان است.
دوران سلطنت او به آسودگی گذشت، زیرا باختریها متوجه هند بودند و با اشکانیان کاری نداشتند. پادشاهی او همزمان با سلطنت آنتیوخوس سوم سلوکی بود. او پدر فرهاد یکم و مهرداد یکم بود .
تیرداد یکم (اشک دوم) دومین شاه اشکانی است. او پس از برادرش ارشک به شاهی رسید و از ۲۴۷ تا ۲۱۴ قبل از میلاد سلطنت کرد. این دو فرزندان فری یاپت بودند که اشکانیان برای رساندن نسب خود به شاهان هخامنشی، او را فرزند اردشیر دوم هخامنشی میدانستند.
دانشنامه ایرانیکا آغاز سلطنت اشک دوم را ۲۱۷ پیش از میلاد ذکر کرده است.
وی به تحکیم موقعیت سیاسی و نظامی دولت جوان اشکانی پرداخت. تیرداد از گرفتاریهای زیاد سلوکیان در مغرب استفاده نمود و گرگان را به پارت ضمیمه کرد. سپس با دیودوت پادشاه باختر متحد شد و سلوکوس دوم را شکست داد و سپس خود را شاه بزرگ خواند.
در زمان سلطنت تیرداد یکم، شهر صددروازه پایتخت اشکانیان بود.