ونون یکم

ونون یکم

وُنُن یکم یا اُنن یکم (اشک هفدهم) هفدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است (۷یا۸م - ۱۲م). وی پس از ارد سوم به شاهی رسید. مجلس مهستان بالاترین مرجع تصمیم‌گیری اشکانیان ، پس از کشته شدن ارد از آگوستوس قیصر روم خواست که یکی از پسران فرهاد چهارم را که پیشتر در روم مقیم بود، برای نشستن بر تخت شاهی به ایران روانه کند. قیصر ونون را به ایران فرستاد، ولی او به دلیل تربیت رومی که در زمان اقامتش در روم فراگرفته بود، از عهدهٔ انجام کارها برنیامد. بزرگان و نجبا نیز از رفتار او ناراضی بودند. حدود سال ۱۲ میلادی اردوان سوم به جای او بر تخت شاهی نشست. ونن به ارمنستان گریخت و زمام امور آنجا را در دست گرفت، ولی اردوان او را از آنجا نیز براند. ونون دوباره فرار کرد و این بار به سوریه رفت و تحت حمایت رومیان قرار گرفت.

ارد سوم

ارد سوم

اُرُد سوم یا ورُد سوم (اشک شانزدهم) شانزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. وی از سال ۴ تا ۷ میلادی سلطنت کرد. اُرد سوم شاهزاده‌ای اشکانی بود و روشن نیست که پدر او چه کسی بوده است. در زمان کوتاه شاهی او، اتفاق قابل ذکری صورت نگرفته است. وی در سال ۷ (میلادی) در حین شکار در شکارگاه کشته شد. پس از او ونون نخست به شاهی رسید

ملکه موزا

 ملکه موزا اشکانی

موسا یا موزا (به انگلیسی: Musa) ملکهٔ اشکانی (۲ ق.م- ۴ م) و مادر و همسر فرهاد پنجم (فرهادک) اشکانی بود. فلاویوس جوزفوس مورخ یونانی او را تراموزا می‌نامد.

او کنیزی رومی بود که اوگوست ، امپراتور روم (۲۷ ق.م- ۱۴ م) او را به‌عنوان هم خوابه و در ازای استرداد درفش های روم که سپاه کراسوس آنها را در جنگ حران در ۵۳ ق.م از دست داده بود و هنوز در ایران مانده بودند، به فرهاد چهارم (۲ ق.م- ۳۷ م)، پادشاه اشکانی هدیه کرد.

استرداد این درفش ها موجب جشن و شعف فوق‌العاده‌ای در روم گشت و شاعران رومی که قصدشان خوشامدگویی برای اکتاویوس بود، این کار را به منزلهٔ جبران شکست‌های گذشته یا همچون فتحی درخشان تلقی کردند. تراموزا کنیزک رومی که در این هنگام زوجهٔ فرهاد چهارم و در واقع ملکهٔ دربار وی شده بود، نیز در این کار نقش عمده‌ای داشت. چند سال بعد هم، این زن که کودکی به نام فرهادک برای شاه زاییده بود، به بهانهٔ لزوم تأمین جان این فرزند و اجتناب از هر گونه توطئه احتمالی داخلی، فرهاد چهارم را وادار کرد تا سایر پسران خود را از دربار دور سازد. فرهاد چهارم هم چهار پسر را با اقربای آنها که در حرم وی بودند، به روم فرستاد تا در آنجا تربیت شوند (ح ۷ ق.م). فقط فرهادک (فرهاد پنجم) را با مادرش نزد خود نگه داشت. وقتی که فرهادک (فرهاد پنجم) به سن بلوغ رسید، به تحریک مادر (موزا) و از بیم آنکه برادرانش عنوان ولیعهدی را به دست آورند، پدر را زهر داد و خود به نام فرهاد پنجم با مادرش موزا به تخت نشست (ح ۲ ق.م).

آغاز قدرت مشترک موزا- فرهادک (۲ ق-م تا ۴ میلادی)

در سال ۲ ق-م، تراموزا (موزا) آخرین قدم را به منظور تأمین تاج و تخت اشکانی برای فرزندش فرهادک (فرهاد پنجم) برداشت و فرهاد چهارم که در آن زمان به سن کهولت رسیده بود، با زهر هلاک شد. پس از آن که زن رومی فرهاد چهارم، پسران فرهاد چهارم را از دربار دور کرد، فرهادک یگانه معاون فرهاد چهارم در اداره مملکت گردید و پدرش از جهت نفوذ موزا، او را به قدر کافی مورد توجه قرار داد، به طوری که همه فرهادک را ولیعهد می‌دانستند، لکن فرهادک تصور کرد که ممکن است پدرش چندین سال دیگر زنده بماند و در این مدت بر او تغییر رأی حاصل شود و برادرانش نیز برضد او دسیسه بنمایند. بنابراین نخواست منتظر مرگ طبیعی پدر شود و با مادر خود زهری تهیه کردند و به پدر خورانید. آنگاه مادر و فرزند بلامنازع به سلطنت نشستند (۲ ق-م). حکومت روم، جلوس فرهاد پنجم را به تخت سلطنت پارت تأئید کرد، به شرطی که از اهداف خود در ارمنستان صرف نظر کند.

ازدواج با پسر

در سال دوم میلادی، فرهادک با مادر خود موزا ازدواج کرد. این عمل که در نزد یونانیان و رومیان چندان ناپسند نبود و در گذشته افرادی مانند اسکندر مقدونی نیز چنین عملی را مرتکب شده بودند، بسیار برای ایرانیان ناگوار آمد، خصوصاً اینکه اشک در یک سمت سکهٔ خود تصویری هم از این زن رومی نقش زد که در نزد بزرگان، نشانی از اظهار تابعیت وی نسبت به دشمن محسوب شد و سخت ناپسند افتاد. بالاخره شورشی بر ضد وی طراحی شد که موجب فرارش به روم گردید و او ظاهراً در بین راه کشته شد (۴ م).

فرهاد پنجم

فرهاد پنجم

فرهاد پنجم یا فرهادک (اشک پانزدهم) (۲پ. م تا ۴م) پانزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. او پس از مسموم کردن پدرش فرهاد چهارم به کمک مادر ایتالیایی خود ملکه موزا بر تخت نشست و به همراه مادرش به رتق و فتق امور پرداخت.

در سکه‌های فرهاد پنجم صورت وی و مادرش هر دو دیده می‌شود. از سکه‌های مزبور چنین استنباط می‌شود که سلطنت او از ۲ ق. م تا ۴ میلادی بود و مورخان هم غالباً همین سال‌ها را یاد کرده‌اند. اشکانیان از فرهادک ناراضی بودند و یکی از جهات نارضایتی مزبور این بود که او از ارمنستان صرف نظر کرد، در صورتی که از زمان مهرداد دوم دولت پارت نظر خاصی به این کشور داشت و می‌خواست آن را مانند سنگری در مقابل روم در تحت نفوذ خود نگاه دارد. به جهات گوناگون وضع فرهادک در ایران مشکل شد و سرانجام شورشی برضد وی روی داد و پس از زدوخورد مختصری، بزرگان و نجبای کشور او را از شاهی برداشتند و سپس کشتند. وی روی هم‌رفته پادشاهی نالایق و شخصاً عنصری فاسد بود. از لحاظ سیاست هم نخستین شاه این دورهٔ تاریخ بود که در برابر رومیها از ابهت دولت پارت کاست و از مسئلهٔ ارمنستان نیز صرف نظر کرد. واقعهٔ مهم زمان او، تولد عیسی مسیح بود.

در سال ۱ میلادی پیمان‌نامه فرهاد پنجم با امپراتوری روم منعقد می‌گردد. به موجب این پیمان قوای اشکانی از ارمنستان دست‌کشی و عقب‌نشینی می‌کنند.

تیرداد دوم

تیرداد دوم

تیرداد دوم شخصی است که در دوران شاهنشاهی اشکانیان و در زمان فرهاد چهارم برای زمان کوتاهی بر تخت شاهی ایران نشست. وی از خاندان اشکانی نبود و گمان می‌رود که یکی از سپهداران ارتش اشکانی بوده باشد. وی در سال ۳۳ پیش از میلاد بر فرهاد چهارم که در آن هنگام شاه ایران بود، خروج کرد و او را به آسیای میانه فراری داد. مردم و بزرگان کشور که در آن زمان از فرهاد و تندروی‌های او ناراضی بودند، او را به شاهی برگزیدند. حدود سه سال پس از بر تخت نشستن تیرداد ٫ فرهاد با سپاهی از سکاها بازگشت و دوباره بر تخت شاهی نشست. تیرداد کوچکترین پسر فرهاد را با خود برد و به سوریه فرار کرد. او پسر فرهاد را به اکتاویوس فرمانروای سوریه داد و از او درخواست یاری کرد. اکتاویوس پسر فرهاد را به عنوان گروگان نزد خود نگهداشت، ولی از کمک کردن به تیرداد و وارد شدن دوباره به جنگ با ایرانیان خودداری کرد. پس از گذشت چند سال از این واقعه فرهاد خواستار استرداد تیرداد به ایران شد، ولی اکتاویوس از این کار خودداری کرد و پسر فرهاد را به ایران فرستاد.

در سال ۲۶ پیش از میلاد تیرداد به کمک رومیان وارد ایران شد و توانست بابل را تصرف کند، ولی پس از یک سال فرهاد برای همیشه با او تسویه حساب کرد. پس از این ماجرا دیگر نامی از او در تاریخ برده نمی‌شود.

در سال ۳۳ پیش از میلاد تیرداد دوم علیه فرهاد چهارم شاه اشکانی شورش کرد. فرهاد چهارم شکست خورده و به روم عزیمت می‌کند.